X
تبلیغات
دروس حوزوی و دانشگاهی - تاریخ تحلیلی اسلام

تاريخ تحليلی صدر اسلام

 فصل اوّل

تاريخ چيست ؟

تاریخ در لغت به معنای شناساندن وقت است و از " اَرَّخَ-یُاَرِخُ-تأریخاً" گرفته شده است.و در اصطلاح یعنی علم به وقایع و حوادث و اوضاع و احوال زندگی انسانها ودر گذشته و تدوین آنها.

قرآن و تاریخ

قرآن کتاب تاریخی نیست ولی  به تاریخ انبیا و اقوام گذشته جهت عبرت آموزی اشاره کرده است.و در این خصوص  فرموده است: " لَقَدْ كانَ في‏ قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْباب "

عوامل حرکت جامعه و تاریخ

1- مارکسیسم عامل عمده و موتور تاریخ را اقتصاد می داند.

2- فروید،غریزه جنسی را عامل حرکت می داند. و معتقد است تمام پدیده های انسانی حتی مذهب سمبل و چهره ی دیگری از غریزه جنسی است که طالب ارضای بی قید و شرط است

3- گروهی از فلاسفه ، غریزه ی برتری جویی و قدرت طلبی را عامل حرکت تاریخ می دانند.

4- فرانسیس بیکن علم را سرآغاز تحول و عامل اساسی حرکت تاریخ می داند.

اگر عوامل ذکر شده بعنوان عامل انحصاری گفته شود سخنان فوق صحيح به نظر نمی رسد. زيرا پاکدامنی حضرت یوسف (ع) حتی پس از رسیدن به قدرت ، نظر فروید را که غریزه جنسی را عامل انحصاری حرکت می داند را رد می کند.همچنین مبارزات  حضرت ابراهیم (ع) با نمرود و موسی (ع) با فرعون و حضرت عیسی (ع) با اشراف مال دوست و پیامبر(ص) با سران طاغوت ابطال نظریه آن کسانی را که غریزه ی برتری جویی را عامل حرکت تاریخ می دانند اثبات می کند. بنابراین عوامل متعددی در به وجود آوردن تاریخ و حرکت آن موثر است از جمله:

1- انبیا و رهبران بزرگ الهی و مذهب و دین

2- هجرت ها و مهاجرت ها ،مانند هجرت ابراهیم ،موسی و محمد(ص)

3- نوابغ و شخصیت های بزرگ علمی ،سیاسی،نظامی

4- حب جاه ریاست طلبی و خودخواهی

5- افزایش جمعیت و پدید آمدن نیازها و خواسته های جدید.

انواع تاریخ :

1- تاریخ نقلی

2- تاریخ تحلیلی

3- فلسفه تاریخ

تاریخ نقلی : عبارت است از تحریر و بیان وقایع و حوادث و اوضاع و احوال انسانها در گذشته .

تاریخ تحلیلی : علم به قواعد و سنن حاکم بر زندگی انسانهای پیشین که از مطالعه و بررسی حوادث و وقایع گذشته به دست  آمده باشد.

فلسفه تاریخ: علم به تحولات و تطورات تاریخ و جامعه از مرحله ای به مرحله دیگر و علم به قوانین حاکم بر آنها.

خصوصیات تاریخ نقلی:

1- جزئی نگر است و فردی

2- علم به نقلیات است نه عقلی و تحلیل آنها.

3- علم به بودن هاست نه شدن ها .

4- فقط به گذشته تعلق دارد نه حال و آینده .

خصوصیات تاریخ عقلی:

1- علم به کلیات است.

2- علم به مسائل عقلی و تحلیلی است.

3- علم به عوامل شکست ها و پیروزی هاست تا در آینده به کار بگیرد پس به آینده نیز تعلق دارد.

رابطه تاریخ نقلی و تحلیلی:

تاریخ نقلی مانند مواد خام برای تاریخ تحلیلی است که مورخ تحلیلگر مانند یک شیمیست مواد خام را همواره با روابط علی و معلولی بررسی کند تا قوانین کلی و ضوابط عمومی به دست آورد.

با مطالعه قرآن درباره ی تاریخ سه نکته به دست می آید:

1- قانونمندی تاریخ

2- تاریخ همواره دو سو دارد یک سو خدا و دیگری انسان

3- تاکید بر اراده و اختیار انسان.

حیات و مرگ تمدن ها

تمدن ها نیز به سان  انسان ها پیری و مرگ دارند.جامعه شناسان می گویند :تاکنون بیش از  20 تمدن و فرهنگ در جوامع بشری راه سقوط پیموده اند.

"لکل امة اجل اذا جاء اجلهم فلا یستاخرون  ساعة و لا یستقدمون"

فصل دوّم

فوائد تاریخ عمومی

1- انتقال هزاران تجربه از فرهنگ و آداب و سنن به نسل های بعدی

2- آگاهی از علل شکست ها و پیروزی ها و رشد و نمو و اوج تمدن ها و مرگ و سقوط آنها .

3- شناخت بهترین انسان ها به عنوان اسوه.

4- اطلاع از منابع و ماخذ تاریخی برای آگاهی از عوامل پیدایش عقیده ها و مکتب ها.

عوامل انحراف در نگارش تاریخ اسلام:

1- شیوه نگارش :

هدف مورخان فقط حفظ و ثبت منقولات تاریخی بود و به حق یا باطل و درست یا نادرست بودن آن ،توجه جدی نداشتند.

2- اختلاف امت اسلامی و پیدایش فرقه ها :

پس از پیامبر اسلام ،مسلمانان ابتدا به دو گروه شیعه و سنی و سپس به گروه ها و فرقه های مختلف تقسیم شدند و هر کدام آنچه را حق می دانست نقل می کرد و به منقولات گروه مخالف توجه نمی کرد.

3- انگیزه ها وگرایش های غیر واقعی :

بسیاری  از مورخین برای ثبت حکومت یا حزب و گروه مورد نظر خود مطالب را وارونه نقل می کردند .مخالفین بنی هاشم بر علیه آنان و عباسیان بر علیه امویان و امویان به نفع خودشان تاریخ را ثبت می کردند و گاهی احادیثی به نفع خودشان از زبان پیامبر نقل می کردند.

4- فشار فرمانروایان و تقرب جویی مورخین به آنان : 

 فشار حاکمان اموی و عباسی در برخی زمانها چنان بود که نقل یک حدیث در فضیلت اهل بیت (ع)با مرگ برابر بود و تقرب جویی برخی از مورخین به امویان و عباسیان از طریق وارونه نشان دادن حقایق از طرف دیگر عامل تحریف در نگارش تاریخ بود.

5- منع تدوین حدیث :

از زمان خلیفه اول و دوم نقل احادیث پیامبرممنوع گردید و این  ممنوعیت  در حدود یک قرن طول کشید تا در زمان عمر بن عبدالعزیز آزاد شد .همین امر بسیاری از واقعیت های تاریخی را مستور نگه داشت .

6- تاثیر پذیری مسلمانان از روش علمای اهل کتاب :

برخی از علمای اهل کتاب مسلمان شده با کسب اطلاعات تاریخی  و دینی نفوذ و اعتبار ویژه ای پیدا کردند و از کمی اطلاعات خلفا و اطرافیان آنها سوء استفاده نموده به نقل افسانه ها و داستانهای جعلی پرداخته که از جمله آنها کعب الاحبار بود که  اسرائیلیات زیادی وارد تاریخ اسلام کرد.

7- تعصبات قومی و مذهبی:

تعصبات قومی و مذهبی در بین مسلمانان باعث شد در نقل فضایل یا رذایل اخلاقی افراد حقیقت نادیده گرفته شود و خانواده پیامبر بیگانه و عمویان و عباسیان جانشینان پیامبر معرفی گردند .

تاریخ نگاری در اسلام :

در صدر اسلام تدوین تاریخ مورد توجه نبود و فقط مسلمانان کلمات و سخنان پیامبر را نقل می کردند و از سیره پیامبر سخن به میان می آوردند .پس از رحلت پیامبر ،توسط خلیفه اول و دوم نقل حدیث نیز به بهانه های مختلف ممنوع شد که علت اصلی آن منع گسترش فضایل اهل بیت از زبان پیامبر بود.این در حالی بود که علمای اهل کتاب که مسلمان شده بودند در نقل اسرائلیات و قصص جعلی از تورات حتی پیش از خطبه های نماز جمعه آزاد بودند.حضرت علی (ع) که باب علم نبی بود خانه نشین و نو مسلمانان یهودی و مسیحی مفسر و سخنگوی خلفا شدند.در چنین فضایی  مسلمانان از تاریخ صدر اسلام بی خبر ماندند .و تنها راه اتصال و ارتباط به تاریخ صدر اسلام توسط شیعه و امامان آنها بود.و اهل سنت چنین ادعایی را نمی توانند بکنند.

فصل سوم:

شناخت جزیرة العرب :

فرهنگ عمومی جزیرة العرب در آستانه ظهور اسلام  عرب قبل از اسلام در جاهلیت مطلق به سر می بردند و فحشا و فساد اخلاقی ،شراب خواری و روابط نامشروع آزادانه رواج داشت.زنان هیچ مقام و منزلتی نداشتند و پس از مرگ همسرانشان به عنوان میراث شوهر به ارث برده می شدند .به خاطر فقر و تنگ دستی فرزندانشان را می کشتند و دختر کشی و زنده به گور کردن دختران در میان آنها رواج بود.آنها جنگ و خونریزی را در چهار ماه از سال یعنی ذیقعده ،ذیحجه ،محرم و رجب ممنوع کرده بودند و آنها را ماه های حرام می نامیدند واگر در آن ماه ها جنگی رخ می داد آن را جنگ "فجار" می گفتند.

کعبه از دو حیث مورد احترام بود ،موحدین و پیروان حضرت ابراهیم کعبه رابه عنوان خانه توحیدو مشرکین به عنوان مرکز بت ها مورد احترام قرار می دادند.

در آستانه ظهور اسلام در عربستان ،دین توحیدی که توسط ابراهیم به جزیرة العرب رفته بود از بین رفته و تعداد اندکی موحد بودند و شرک و بت پرستی رایج شده بود .عمربن لحی با آوردن بت هبل از شام آنرا پایه ریزی کرد.

اولین بار یهودیان به مدینه هجرت کردند و شهر یثرب و مدینه فعلی را به وجود آوردند و سپس قبله اوس خزرج در آنجا بوجود آمدند و سکونت کردند.

فصل چهارم تاریخ جهان در آستانه ظهور :

1- ایران (ساسانی)

در زمان ظهور اسلام در سال 610 میلادی  خسرو پرویز از سال 591 میلادی به تخت نشته بود. و از قدرت نظامی بالایی برخوردار بود.وی علاوه بر داشتن حرمسرایی با 3000 زن ،به هنگام فرار در برابر سپاه اسلام ،هزار آشپز ،هزار خواننده ،هزار یوزبان و هزار بازبان با خود داشت و با وجود این شکایت از بی مهری روزگار می کرد.

هنگام ظهور اسلام دین رسمی ایران زرتشتی بود و هرج و مرج بر ایران حاکم بودبه طوری که شیرویه نه فقط پدرش خسرو پرویز بلکه 40تن از برادران خود را نیز کشت.

2- امپراطوری روم شرقی

روم مرکز امپراطور و قسطنطنیه (استانبول) از عظیم ترین و مجلل ترین شهرهای جهان بود.این امپراطوری از کشور های غربی اروپا تا اسپانیا را تحت سلطه داشت و به یونان ترکیه ،شام ،فلسطین ،مصر و قسمت هایی از آفریقا حکومت می کرد.

دین رسمی رومی ها نخست بت پرستی بود بعد مسیحیت در آن رواج پیدا کرد تا از قرن پنجم تا پانزدهم که قرون وسطی نامیده می گویند بر مردم مسلط شدند  و خفقان ایجاد کرده بود.

بنابراین در زمان ظهور اسلام ایران و روم متمدن اما غرق در فساد و شبه جزیره  عربستان نیز غرق در جهالت بود.

بخش دوم:

 تاریخ و سیره رسول  اکرم(ص)

فصل اول:

تاریخ و سیره رسول  اکرم(ص):

1- سلسله اعناب عرب

اعراب به طور کلی به سه دسته تقسیم می شوند:

الف) عرب بائره :که به طور کلی نابود شده اند مانند عاد،ثمود،مدین ،عمالقه

ب ) عرب عاریه :یا عرب اصیل که بیشتر به اعراب قحطانی مشهورند.

ج ) عرب مُسْتَعر :که به عرب عدنانی نیز می گویند و از فرزندان  حضرت اسماعیل هستند.

2- ولادت رسول خدا

پیامبر اسلام در سال عام الفیل یعنی 570 میلادی در مکه در شعب ابی طالب متولد شدند.در روز تولد آن حضرت اختلاف است که اکثر علمای اهل سنت روز ولادت آن حضرت را 12 ربیع الاول و اکثر علمای شیعه 17 ربیع الاول می دانند.

پدر آن حضرت ،عبدالله بن عبدالمطلب نام دارد که در سن 25 سالگی در حالی که هنوز پیامبر متولد نشده بود در مسافرت  به مدینه در گذشت و در همانجا دفن شد.

مادر « حضرت آمنه بنت وهب بن عبد مناف است که شش سال و سه ماه پس از تولد پیامبر در سفری که به اتفاق فرزندش برای دیدار خویشاوندان مادری خود و زیارت قبر همسرش عبدالله به مدینه رفته بود مریض شد و در بین راه در محلی به نام ابواء فوت نمود و در همانجا دفن شد

دوران شیرخوارگی :

در شب ولادت پیامبر اسلام ،ایوان کسری شکاف برداشت و چند کنگره ی آن فرو ریخت ،آتشکده فارس پس از هزار سال روشنی ،خاموش شد.دریاچه ساوه خشکید و بت های درون کعبه فرو ریخت پیامبر اسلام پس از ولادتشان به حضرت حلیمه سپرده شدند تا به وی شیر دهد و او ،حضرت را تا شش سالگی نگهداری نمود.

حضرت در شش سالگی مادر و در هشت سالگی حضرت عبدالمطلب پدر بزرگ خود را از دست داد.در دوازده سالگی همراه عمویش ابوطالب به شام مسافرت نمود و با راهبی به نام بحیرا دیدار کرد.

ودر سن 25 سالگی با اموال حضرت خدیجه به تجارت رفت و در این سفر سود کلانی  عائد حضرت خدیجه شد .

ازدواج پیامبر با حضرت خدیجه :

پس برگشت از سفر ،حضرت خدیجه پیشنهاد ازدواج به پیامبر داد و این پیشنهاد ناشی از اطلاعات و آگاهی هاییی بود که حضرت خدیجه از دانشمندان یهودی که به خانه وی تردد می کردند کسب کرده بود  و همچنین شگفتی هایی که میسره غلام خدیجه در سفر تجاری از حضرت دیده  و به خدیجه نقل کرده بود .

پیامبر اسلام 35 ساله بود که سیل کعبه را خراب نمود و قریش پس از بازسازی  کعبه در نصب حجرالاسود اختلاف پیدا کردند ولی با پذیرش داوری پیامبر اختلاف حل شد.

فصل دوم :آغاز بعثت و  مبارزات اعتقادی

 در دین و آیین پیامبر بیش از بعثت  اقوال  مختلف وجود دارد :

1- از هیچ دینی پیروی نمی کرد بلکه به یافته های عقلی عمل می نمود .

2- تابع دین نوح و ابراهیم و عیسی و موسی بوده است .

3- بر شریعت خود عمل می کرد چون قبل از بعثت بر وی  وحی می آمد ولی مامور به تبلیغ نبود .

4- پیامبر (ص)حنیف بود و از شریعت ابراهیم پیروی می نمود.

بعثت پیامبر (ص):

پیامبر اسلام در سال 610میلادی در حالی که در غار حرا مشغول عبادت بود با نزول اولین آیه از سوره علق مبعوث شد.

علمای شیعه 27 رجب و علمای اهل سنت ماه رمضان را وقت مبعث پیامبر می دانند. هنگام نزول آیه ،حضرت امیر (ع)در کنار پیامبر بوده است و اولین شخص که ایمان آورد علی (ع) و پس از آن خدیجه و بعد از آن دو جعفر ابن ابی طالب و بعد زید بن حارثه بوده است.

مراحل دعوت

دعوت پیامبر (ص)سه مرحله داشته است :

الف- مرحله پنهانی که سه سال طول کشید .

ب- دعوت از خویشاوندان

هنگامی که آیه ی شریفه "وانذر اشیرتک الاقربین و اخفض جناحک لمن اتبعک من المومنین "نازل شد پیامبر خویشاوندان خود را دعوت نمود.و مبعوث شدن خود را اعلام کرد و فرمود :هر کس اول به من ایمان آورد ،وصی و جانشین من خواهد بود که علی (ع)اظهار ایمان کرد .آن روز را "یوم الانذار "می گویند.

ج- دعوت عمومی

وقتی آیه شریفه "فاصدع بماتومر و اعرض عن المشرکین انا کفیناک المستهزین"

نازل شد پیامبر اسلام در بالای کوه صفا قرار گرفت و بعثت خود را بر عموم اعلام کرد .

برخورد با مشرکین

مشرکین پس از علنی شدن بعثت پیامبر برخورد های مختلفی نشان دادند :

1- سازش

2- برخورد روانی

3- برخوردهای  سیاسی

4- برخوردهای جسمانی

5- برخورد های علمی

پس از اینکه پیامبر رسالت خود را آشکار نمود مشرکین کاری با وی نداشتند فقط می گفتند فرزند عبدالمطلب از آسمان سخن می گوید.ولی وقتی پیامبر آنها را از بت پرستی برهذر داشت و بت پرستی را مذمت نمود آنها از خود عکس العمل نشان دادند.

برخورد اول آنها سیاست سازش بود .برای اینکه امنیت مکه به خطر نیافتد  و تجارت ضرر نبیند و تفرقه در بین آنها به وجود نیاید پیشنهاد سازش کارانه ای به پیامبر می دادند.مثلا می گفتند اگر ریاست می خواهی ریاست را به تو می دهیم اگر ثروت می خواهی ثروت کلان در اختیارت قرار می دهیم و بهترین دختران و زنان قریش را در اختیار تو قرار می دهیم ولی هنگامی که  با رد و انکار پیامبر رو به رو شدند به حرکت های سیاسی پرداختند و مکرر به نزد ابوطالب رفتند که دست از حمایت پیامبر بردارد ولی هنگامی که از این مرحله نیز چیزی به دست نیاوردند شروع به آزار و اذیت تازه مسلمانان نمودند.و به آزار شخص پیامبر پرداختند.

گروهی از تازه مسلمانان در اثر شکنجه به  شهادت رسیدند و گروهی با تقیه خود را نگهداشته و گروهی در اثر عدم تحمل شکنجه  مرتد شدند.

هجرت به حبشه

وقتی شکنجه مشرکین بر مسلمین شدت گرفت تازه مسلمانان تصمیم به هجرت به حبشه گرفتند .و در دو مرحله به حبشه هجرت کردند .در مرحله اول در ماه رجب سال پنجم بعثت به رهبری عثمان ابن مظعون با 12مرد . 4 زن از دریای سرخ گذشتند و به حبشه هجرت کردند .ماه های رجب و شعبان و رمضان را در حبشه ماندندو با شنیدن افسانه غرانیق به مدینه برگشتند ولی پس از برگشتن دروغ بودن آن را فهمیده و دوباره به  رهبری جعفربن ابی طالب  به همراه 83مرد و 18 زن به حبشه هجرت نمی دند  و تاسال هفتم هجری در حبشه ماندند .انتخاب حبشه برای هجرت به این دلیل بود که :

اولا  حبشه نزدیک مکه بود و آنها برای تجارت به حبشه رفته بودند و آنجا را می شناختند .

ثانیا  پادشاه حبشه پادشاه منصفی بود .

ثالثا مردم حبشه نزدیک ترین آیین را نسبت به اسلام داشتند .

صحیفه ملعونه

وقتی مشرکین از آزار و اذیت مسلمین نتیجه  نگرفتند برای جدا کردن بنی هاشم و ابوطالب از پیامبر (ص)معاهده تحریم را منعقد کردند و بنی هاشم را محاصره نمودند.وقتی ابوطالب عهدنامه مشرکین را دید و جان پیامبر را در خطر ،در محرم سال هفتم بعثت همراه بنی هاشم وارد شعب ابی طالب شد.این محاصره سه سال تول کشید .و پیامبر اسلام تنها در ایام حج می توانست از شعب خارج شود و با افراد مختلف دیدار نموده آنها را به اسلام  دعوت نماید تا پس از گذشت سه سال ،پیامبر (ص)به ابو طالب فرمود : معاهده مشرکین را موریانه خورده است  . فقط "بسمک اللهم" باقی مانده است.

وقتی مشرکین این قضیه را دیدند و از طرف دیگر از محاصره مسلمانان جز سرزنش چیزی عایدشان نشد ،محاصره را شکستند.

پس از خروج از شعب ابی طالب حضرت ابوطالب در سال دهم هجرت  رحلت نمودند و چند روز بعد از آن حضرت خدیجه رحلت کرد و بدین وسیله پیامبر اسلام دو یار خود را از دست داد .

بیعت اهل یثرب با پیامبر

درسال های 12و 13 بعثت دو حادثه مهم اتفاق افتاد و مسیر اسلام را دگرگون ساخت .

الف- بیعت النسا

در سال 12 بعثت 12 نفر از مردم یثرب با پیامبر بیعت کردند .چون این بیعت مانند بیعتی بود که پیامبر اسلام با زنان و پس از فتح مکه گرفت به همین دلیل آن را بیعت النسا نامیدند.

ب- پیامبر اسلام پس از بیعت النسا ،مصعب ابن عمید را همراه آن 12 نفر به مدینه فرستاد تا با خواندن قرآن آنها را به اسلام دعوت کند. در سال 13 بعثت یک کاروان 500نفری از مدینه به مکه حرکت نمود که در بین آانتها 73 نفر مسلمان بود آنها در دومین روز از ایام تشریق در منی قرار گذاشتند با پیامبر بیعت کنند .در این این بیعت متعهد شدند که از پیامبر اسلام ماننند زن و فرزندانشان حمایت کنند.

پاز این بیعت بود که مسلمانان مکه یکی پس از دیگری به مدینه هجرت کردند .اجتماع مسلمانان در مدینه مشرکین را به هراس انداخت و تصمیم به قتل پیامبر گرفتند .

توطئه دارالندوه

مشرکین برای یکسره کردن کار پیامبر در دارالندوه اجتماع کردند و تصمیم به قتل پیامبر گرفتند.جبرئیل این توطئه را به اطلاع پیامبر رساند .این واقعه 70 روز یا سه ماه پس از پیمان عقبه و بیعت الحرب اتفاق افتاد .پیامبر اسلام علی (ع) را در بستر خود خواباند و در اول ربیع الاول از مکه خارج شد و همراه ابوبکر به طرف غار ثور که در خلاف جهت مدینه بود حرکت کرد .ان شب را که علی (ع) در بستر پیامبر خوابید را "لیلة المبیت " می گویند .پیامبر اسلام  سه روز در غار توقف نمود و روز چهارم ا ز غار خارج شد و از مسیرها ی غیر متعارف به سوی مدینه حرکت کرد .پیامبر اسلام روز دو شنبه 12 ربیع الاول وارد قبا شد و با استقبال پرشور مردم مدینه رو به رو گردید.آن حضرت تا آخر هفته یا 23روز در قبا توقف نمود تا حضرت علی (ع) از مکه به سوی مدینه حرکت نمود.

پیامبر اسلام در مدت اقامت خود در قبا ،مسجد قبا را ساخت.

فصل سوم :حوادث دوران هجرت

پیامبر اسلام پس از سکونت پنج یا 23 روزه در قبا در روز جمعه از قبا به سوی مدینه حرکت کرد .در هنگام ظهر به محله "بنی سالم بن عوف "رسید و در آنجا نماز جمعه را اقامه کردو این اولین نماز جمعه بود.

مردم به استقبال پیامبر آمدند و هر یک از پیامبر خواستند که در منزل آنها سکونت کند ولی پیامبر فرمود :شتر را آزاد بگذارید که او مامور است .شتر در کنار خانه ابو ایوب انصاری خوابید و ابو ایوب وسایل پیامبر را به منزل خود برد و پیامبر در منزل وی سکونت کرد.پیامبر تا هفت ماه در خانه ابو ایوب سکونت کرد .و زمین کنار خانه ایوب را نیز خرید و مسجد ی که امروز به مسجدالنبی مشهور است ساخت.

حوادث سال اول هجری :

1- ساختن مسجدالنبی که در بدو ورود پیامبردر ربیع الاول یا ربیع الثانی شروع شروع شده بود تا صفر ادامه یافت .

2- ساختن صفه برای بینوایان و مهاجران تهیدست .

3- بین مهاجر و انصار عقد اخوت بست و علی (ع)را برادر خود قرار داد .

4- پیمان عمومی بین مردم مدینه ،انصار،یهودیان ،مسیحیان و بت پرستان در 4فصل و 37 ماده منعقد نمود.

حوادث سال دوم هجری:

1- تغییر قبله :              

پیامبر اسلام 13 سال در مکه و یک سال در مدینه به سوی بیت المقدس نماز می خواند .و این امر موجب سرزنش یهودیان شده بود که اگر این شخص پیامبر است چرا قبله مستقل ندارد .این امر پیامبر را آزرده خاطر می نمود تا اینکه 16 یا 17 ماه پس از هجرت با نزول آیه 144 سوره بقره قبله از بیت المقدس به سوی کعبه تغییر یافت.

پیامبر اسلام در مسجد ی که امروز بنام ذوقبلتین مشهور است مشغول اقامه نماز بود که آیه شریفه « قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه‏»[1] نازل شد و پیامبر از سمت بیت المقدس به سوی کعبه قبله را تغییر داد.

2- جنگ بدر

مشرکین مکه که اموال تازه مسلمانان را در مکه گرفته بودند و مهاجرین بدون اموال خود به مدینه آمده بودند در صدد جبران خسارت و انتقام برآمدند.بدین منظور کاروان تجاری قریش را که از  منطقه مدینه می گذشتند تعقیب نمودند ولی کاروان متوجه شده با بی راهه خود را نجات دادند و کاروان جنگی قریش که به فرماندهی ابوجهل و با 950 نفر برای نجات کاروان آمده بودند با  نیروی مسلمانان که 313 نفر بودند روبه رو شدند .

ابتدا جنگ تن به تن شروع شد و حمزه عتبه را و علی (ع) ولید را و عبیده ،شیبه را به هلاکت رساندند.سپس جنگ عمومی شروع  گردید .در این جنگ 70 نفر از مشرکین کشته  و 70 نفر اسیر شدند ،19 نفر آنها بدست علی (ع)کشته شدند وعقیل و عباس در میان اسرا بودند.

2- غزوه سویق

ابوسفیان پس از شکست در بدر نذر نمود تا با پیامبر اسلام نجنگیده زندگی طبیعی خویش را آغاز نکند .به همین خاطر در پنجم ذیحجه سال دوم هجری یعنی در حدود دو و نیم ماه بعد از بدر همراه 200نفر به مدینه آمد و به منطقه عُرَیص حمله نمود و دو خانه را به آتش کشید و یک انصار را با کارگرش به قتل رساند و هنگامی که پیامبر مطلع شد سپاهی به دنبالش فرستاد و آنها زاد و توشه از جمله آروهای خویش رها کرده فرار نمودند به همین دلیل این واقعه غزوه سویق نامیده شد .

3- جنگ بنی قَیْنُقاع

پس از جنگ بدر ،پیامبر احساس کرد یهودیان بنی قَیْنُقاع قصد فتنه گری دارند .به آنها هشدار داد که کاری نکنند آنچه در بدر بر سر قریش آمد بر سر آنان نیز بیاید .آنها در جواب گفتند :ما فرزندان جنگیم.یک بار نیز در بازار بنی قَیْنُقاع پایین پیراهن زنی انصاری را به بالایش دوخت تا هنگام بلند شدن بدنش نمایان شود  که در این ماجرا یک یهودی و یک مسلمان کشته شد .

به دنبال این قضیه پیامبر به سراغ آنها رفت و15 روز قلعه را محاصره نمود تا آنها تسلیم شدند و پیامبر همه آنها را از مدینه اخراج نمود.

حوادث سال سوم

1- ولادت امام حسن (ع)

امام حسن در سال سوم ،نیمه رمضان در مدینه متولد شد.

2- غزوه احد

وقتی مسمانان شنیدند مشرکین با 3000  نفر به طرف مدینه حرکت کرده اند ،در مسجد اجتماع نمودند و در نحوه دفاع از خود به مشورت نشستند و نظر جوانان مدینه این شد که از مدینه خارج شوند و در بیرون مدینه بجنگند.پیامبر اسلام با هزار نفر ا ز مدینه خارج شدند ولی در مسیر ،عبدالله بن ابی به بهانه اینکه پیامبر به سخن او گوش نداد .و جوانان را بروی مقدم داشته است ،برگشت و 300نفر از نیز همراه وی برگشتند .مسلمانان همراه 700نفرنیرو  به دامن کوه احد رفتند و پیامبر اسلام عبد الله بن جبیر را با 50 نفر در جبل عنین گذاشت و به آنها توصیه کرد که هرگز محل خود را ترک نکنند.

روز شنبه ،هفتم شوال دو نیرو مقابل هم قرار گرفتند .پرچم مهاجرین در دست علی (ع)و اوسیان در دست اسیدبن خضیر و وخزرجیان در دست حباب بن منذر بود .در ابتدای جنگ ده نفر از پرچمداران قریش توسط علی (ع) کشته شدند و با حمله مسلمانان قریش شکست خورده پا به فرار نهادند.وقتی تیر اندازان که تحت فرمان عبدالله بن جبیر بودند ،پیروزی مسلمانان را دیدند محل خود را ترک نموده به جمع آوری غنیمت پرداختند خال بن ولید از این فرصت استفاده نمود و با 20 نفر از پشت به مسلمانان حمله کرد  و فراریان قریش نیز برگشتند و شکست سختی به مسلمانان وارد نمودند ،حضرت علی (ع)70زخم  برداشت و دندان پیامبر شکست و 70نفر از جمله حمزه به شهادت رسید.

حوادث سال چهارم

1- ولادت امام حسین (ع)

امام حسین (ع)در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه متولد شد .

2- سریه رجیع

قبیله های عَضَلّ و قاره از پیامبر ، معلم قرآن خواستند و پیامبر شش نفر را فرستاد ولی این شش نفر در منطقه ای به نام رجیع گرفتار بنی لحیان شدند .سه نفر آنها در درگیری به شهادت رسیدند و یک نفرشان نیز در مسیر به شهادت رسید. و دو نفر دیگر را در مکه به مشرکین تحویل دادند و مشرکین نیز آنها را به شهادت رساندند .این حادثه در ماه صفر سال چهارم هجری اتفاق افتاد.

3- سریه بئر معونه

پیامبراسلام در ماه صفر 40یا 50 نفر معلم قرآن به درخواست ابوبراء به نجد فرستادند ولی آنها در محلی به نام بئرمعونه به شهادت رسیدند.

4- غزوه بنی نضیر

پیامبر اسلام (ص) بر اساس پیمان نامه برای دریافت کمک جهت پرداخت دیه به نزد قبیله  بنی نضیر رفت ولی آنها توطئه قتل پیامبر را ریختند و پیامبر متوجه شد .همین امر باعث شد پیامبرآنها را محاصره کند و این محاصره 15 روز طول کشید تا اینکه آنها مجبور شدند  با برداشتن یک بار شتر آنجا را ترک نموده گروهی به خیبر و گروهی نیز به ازراعات شام رهسپار شدند .

حوادث سال پنجم هجری

1- غزوه خندق

قبایل قریش ،بنی سلیم ، غطفان ،بنی اسد ،بنی نضیر ،بنی قریظه با فراهم نمودن ده هزار نیرو برای نابود کردن  مسلمانان رهسپار مدینه  شدند.وقتی پیامبر اسلام از هجوم آنها  مطلع شد ،شورای  جنگی تشکیل داد و با پیشنهاد سلمان فارسی در اطراف مدینه خندق کندند و هنگامی که نیروی احزاب به مدینه رسیدند با خندق مواجه شدند .پهلوانی به نام عمربن عبدود همراه 4 نفر از خندق گذشتند و مبارزطلبیدند و احدی جز علی (ع) پاسخ نداد وعلی(ع)در مصاف با عمر ، وی را شکست داد و کشت و  4 نفر دیگر فرار کردند .این امر مشرکین را تضعیف نمود و از طرف دیگر بوسیله نعمان بن مسعود بین مشرکین و یهودیان بنی قریظه اختلاف افتاد و در این هنگام طوفان شدیدی در گرفت و این سه عامل باعث شد که احزاب پس از 15 یا 20 روز محاصره مدینه ،با 3 کشته برگردند .

در این جنگ مسلمانان 3000 نفر بودند و جنگ در ماه ذیقده اتفاق افتاد.

2- غزوه بنی قریظه

یهودیان بنی قریظه بر خلاف پیمان خود ،در جنگ احزاب با مشرکین متحد شدند .همین امر باعث شد که پیامبر پس از جنگ احزاب در 24 ذی القعده همراه 3000 نفر به قلعه بنی قریظه حمله کند .آنها پس از 25 روز محاصره  تسلیم شدند و با داوری سعدبن معاذ سران جنگ افروز گردن زده شده و بقیه به اسارت در آمدند.

3- غزوه بنی المصطلق

پیامبر در پنجم  هجری  ماه شعبان با فراهم  نمودن نیرویی برای دفع توطئه بنی المصطلق به آنها حمله نمود .پرچم مهاجرین در دست عمار و پرچم انصار در دست سعد بن عباده بود .در این جنگ ده نفر از دشمن کشته شد و بقیه اسیر شدند .جویده دختر حارث در این جنگ اسیر شد و با پیامبر ازدواج نمود و همین امر باعث شد که مسلمانان اسیران  بنی مصطلق را آزاد کنند.

حوادث سال ششم هجری

صلح حدیبیه

پیامبر اسلام روز دوشنبه  اول ذیقعده سال ششم با 1600یا 1400 نفر از مسلمانان جهت انجام عمره  مفرده به سمت مکه حرکت نمود.در راه به مکانی به نام "حدیبیه" در 22 کیلومتری مکه فرود آمد ند.

خالد بن ولید با 200 نفر تیراندازان قریش جلوی پیامبر را گرفت.و مقرر شد پیامبر اسلام برای گفتگو با سران قریش  نماینده ای بفرستد .بنا شد کسی به مکه رود که خونی از قریش نریخته است ،عمر پیشنهاد شد ولی وی پوزش خواست و عثمان را معرفی نمود .عثمان وارد مکه می شود و چند روز تاخیر  می کند و شایع می شود که وی را کشته اند .مسلمانان آماده جنگ می شوند و پیامبر از مسلمانان بیعت می گیرد که اگر جنگی صورت گیرد عقب نشینی نکنند و این بیعت را بیعت رضوانه می گویند ولی عثمان با تاخیر بر می گردد و صلح حدیبیه با قریش بسته می شود و در این صلح مقرر می گردد که  ده سال جنگ بین قریش و مسلمانان ترک شود و مسلمانان امسال برگردند وسال آینده جهت انجام عمره به مکه بیایند و سه روز در مکه بمانند.

حوادث سال هفتم

1- نامه به سران ممالک

پیامبراسلام به سران ممالک نامه نوشت و آنها را به اسلام دعوت نمود از جمله آنها خسرو پرویز ، مُقُوقس  مصر ، حاکم بحرین و قیصر روم بود .قیصر روم با خواندن نامه تکان خورد و خواست ایمان آورد ولی به عللی ایمان نیاورد ولی با ارسال هدایایی از نامه پیامبر (ص) استقبال نمود . ولی  خسرو پرویز نامه پیامبر را پاره کرد و به حاکم یمن که زیر فرمان خسرو پرویز بود ماموریت داد که پیامبر را دستگیر کنند .ولی آنها وقتی  نزد پیامبر آمدند پیامبر خبر کشته شدن خسرو پرویز بدست پسرش را به آنها اطلاع داد و آنها برگشتند.

2- جنگ خیبر

منطقه خیبر در 165 کیلومتری  مدینه قرار دارد ، سرزمین حاصلخیز با قلعه های محکم،یهودیان از جمله یهودیا بنی نضیر که از مدینه کوچ کرده بودند در آنجا جمع شده بودند .پیامبر اسلام همراه 1000یا 1400 نفر به سوی خیبر حرکت نمود .پرچم در دست علی (ع)ودوپرچم  دیگر یکی در دست حباب بن منذر و   دیگری در دست سعد بن عباده  بود.

برخی از قلعه ها را فتح نمودند ولی برخی دیگر طول کشید به طوری که 10یا 21 روز محاصره ادامه یافت .پیامبر مجبور شد دستور حمله عمدی را صادر کند که در روز اول ابوبکر حمله نمود ولی فرار کرد و روز دوم عمر حمله کرد او نیز نتوانست تا اینکه پیامبر فرمود :فردا پرچم را به دست مردی می دهم که خدا و رسولش  را دوست دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست دارند.

و فردا پرچم را به دست علی (ع) داد و حضرت علی (ع) سحرگاه حمله نمود و درب قلعه را کند و پلی  برای سپاهیان از خندق قرار داد و حارث و مرحب دوپهلوان را کشت و بقیه یهودیان فرار کردند و بدین وسیله قلعه خیبر فتح شد .واین فتح وحشتی در دل مشرکین انداخت .

در این جنگ 15 نفر از مسلمانان شهید شدند و صفیه دختر حی بن احطب اسیر و با پیامبر ازدواج نمود.

3- عمرةالقضاء

بر اساس صلح حدیبیه در سال ششم ،پیامبر اسلام همراه  مسلمانان در سال هفتم برای انجام عمره مفرده به مکه رفت و سه روز در مکه ماندند و پس از انجام عمره مفرده از مکه برگشتند .

حوادث سال هشتم

1- جنگ ذات سلاسل

هزار نفر از قبیله بنی سلیم و قضاعه با هم متعهد شدند که شبانگاه و به طور ناگهانی به مدینه حمله کنند و اسلام و پیامبر و علی را نابود سازند پیامبر اسلام از این قضیه  مطلع شد و ابتدا ابوبکر را با تعدادی برای سرکوب آنها فرستاد ولی ابوبکر با مواجه با موانع برگشت و آنگاه پیامبر اسلام (ص) علی (ع) را مامور نمود و علی (ع) را تا مسجد احزاب بدرقه نمود و فرمود :" َاَرْسَلْتُُه کََرّاراًغیر فرار"علی (ع)مسیر حرکت را عوض نمود و شب ها راه می رفت و روز ها مخفی می شد. ابتدا هفت نفر از قهرمانان آنها را کشت و همه آنها را سرکوب نمود تا اینکه با نازل شدن سوره "العادیات"پیامبر اسلام از پیروزی مسلمانان مطلع گردید .

2- جنگ موته

پیامبر اسلام در ماه جمادی الاول سال هشتم هجری سه هزار نفر را به فرماندهی جعفر بن ابی طالب که 33  سال داشت .برای تنبیه مرزنشینانی که قبلا سفیر و معلمان قرآن را به قتل رسانده بودند فرستاد وزید بن حارثه و عبدالله بن رواحه را نیز به ترتیب فرمانده قرار داد که اگر یکی شهید شد دیگری فرماندهی کند.هرقل شام با 100000 نفر به جنگ مسلمانان آمدند و در این جنگ هر سه فرمانده شهید شد و خالدبن ولید فرماندهی را به عهده گرفت و از تاریکی شب استفاده نمود و نیرو را برگرداند .

3- فتح مکه

قبیله بنی بکر با قبیله بنی خزاعه که همپیمانان  مسلمانان بودند ،در گیر شدند و قریش نیز بر خلاف پیمانی که با مسلمانان بسته بودند به بنی بکر کمک کردند و 23 نفر از قبیله خزاعه را که به کعبه پناه آورده بودند ،کشتند .وقتی پیامبر این را شنید تصمیم حمله به مکه را گرفت.وقتی ابوسفیان از تصمیم پیامبر آگاه شد مخفیانه به مدینه آمد  و بر دخترش ام حبیبه ،همسر پیامبر وارد شد و از وی خواست پیامبر را از تصمیم خود منصرف کند ولی ام حبیبه او را نپذیرفت و پیامبر با نیروی ده هزار نفری که یک پرچم در دست علی (ع)و پرچم دیگر در دست سعدبن عباده بود به مکه حمله نمود.وقتی ابوسفیان قدرت مسلمانان را دید ،تسلیم شد و مکه بدون خون ریزی فتح شد.

4- جنگ حنین

طایفه هوازن به فرماندهی ملک بن عوف در حالیکه همه اموال و زنان را گروگان و چهار پایان را پشت سر خود می آوردند تا لشگر قادر به فرار نباشد ،برای جنگ با پیامبر حرکت کردند  و در حنین در 30کیلو متری مکه مستقر شدند .پیامبر اسلام نیز با 12هزار نفر نیرو حرکت کرد.مالک بن عوف از گردنه بایک حنین بر مسلمانان حمله کردند و مسلمانان فرار نمودند  مگر بین 9تا 10 نفر فرار نکردند وبا  استقامت آنها ،فراری ها دوباره برگشتند و پیروز شدند .در این جنگ 9نفر از مسلمانان شهید شدند و 79 نفر ازقبیله هوازن کشته شدند .6هزار نفر از آنها اسیر شدند و بعد مسلمان شدند  و آزاد گردیدند و 24 هزار شتر و بی شمار غنیمت بدست مسلمانان افتاد .ولی پیامبر عفو عمومی بر تازه مسلمانان صادر نمود و از غنایم بدست آمده به آنها بخشید ،حتی مالک بن عوف که به طائف فرار کرده بود ،برگشت و مسلمان شد و پیامبر او را فرمانده تازه مسلمانها قرار داد .

5- جنگ طائف

فراریان غزوه حنین در طائف جمع شده بودند .و در تدارک حمله مجدد به مسلمانان بودند که پیامبر اسلام(ص)با 12هزار نیرو به طائف حمله کرد .طائف دژ محکم قوم ثقیف بود که یکی از بزرگترین بت ها در آنجا بود .

پیامبر ،طائف را محاصره کرد ولی محاصره  طول کشید و پیامبر فتح آنجا را به فرصت دیگر موکول کرد.و برای تقسیم غنایم حنین ،عازم جعرانه شد .6هزار اسیر را آزاد کرد و اکثر غنایم را به  تازه مسلمانان داد و خود همراه انصار به مدینه بازگشت. 

حوادث سال نهم

1- جنگ تبوک

به مدینه خبر رسید که هرقل شام آماده حمله به حجاز است.پیامبر در تابستان ،ماه رجب بسیج عمومی اعلام نمود .گروهی به بهانه گرمای سخت ،فصل چیدن میوه وجمع آوری محصول از رفتن خودداری کردند .

پیامبر (ص)حضرت علی (ع) را جانشین خود قرار داد و با نیروی سی  هزا رنفری به سوی شام حرکت نمود .ولی دشمن فرار کرد و برخی  از امیر نشینان منطقه با پیامبر پیمان صلح امضا کردند  و برخی مسلمان شدند .منافقان در راه با رم دادن شتر پیامبر به آن حضرت سوء قصد کردند.

2- اعلان برائت

در سال نهم سوره برائت بر پیامبر نازل شد و پیامبر (ص) سوره برائت را به ابوبکر داد تا در مکه برای مشرکین بخواند ولی بعدا حضرت علی (ع)را به این کار مامور نمود.

3- اعزام علی (ع) به قبیله طی

حضرت علی (ع) با 150 نفر به سوی قیبله طی حرکت کرد شمار زیادی از جمله خواهر عدی بن حاتم به اسارت در آمد .

حوادث سال دهم

1- جریان مباهله

پیامبر اسلام (ص)در سال دهم به نصارای نجران که در 910کیلو متری مدینه قرار داشتند نامه نوشت و آنها را به اسلام دعوت نمود .آنها تصمیم گرفتند برا یتحقیق به مدینه بروند آنها بعد از اینکه استدلال های پیامبر را قبول نکردند ، قرار مباهله گذاشتند ،ولی در روز مباهله که 24 ذیحجه بود از مباهله منصرف شدند و به پرداخت جریمه حاضر شدند.

2- حجة الوداع

پیامبر اسلام در سال دهم ذیحجه  مناسک حج را انجام داد و نزدیک بودن رحلتش را به مردم گوشزد نمود و در منطقه غدیر خم امام علی (ع)را به عنوان امام منصوب نمود .

3- وفات پیامبر

پیامبر در سال یازدهم هجری روز دوشنبه 28 صفر بعد از 14 روز بیماری در گذشت.

 

 

 

 



[1] - بقره 144

نوشته شده توسط یدالله صفری  | لینک ثابت |